تینا جون تینا جون ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

تینا جون

بي فكري بابايي

1391/7/12 0:25
نویسنده : مامی یلدا
441 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قربونت برم امشب مادرجون اينا رو شام دعوت كردم تو و دختر عمه ات رفتين پيش تاب.بابايي تورو رو تاب گذاش كه تاب بخوري رها هم داشت تكونت ميداد واسه همين بابايي خواست ازتون عكس بگيره كه يكدفعه رها اومد چشتو چنگ زد تعجبمن جيغ كشيدم استرسگفتم بچه رو بگير باباتم بيخيال بعد عكس گرفتنش تازه متوجه شدعصبانی خوب شد من ديدمو گفتم وگرنه معلوم نبود چه بلايي سرت ميومد.باز داشتي مغز تخمه ميذاشتي تو دهن رها من به باباييت گفتم مواظب باش دسشو گاز نگيره مادرجون گفت نه گاز نميگيرهعصبانیعصبانیعصبانی بعدش عمه جونت گفت شايد بگيره كه حواس بابايي نبود دستو گاز گرفت.اعصابم بهم ريخت دلم ميخواس باباتو خفه كنمگریهگریهگریهعصبانیکلافهعصبانیکلافهعصبانی  و اینم عکسای شکار لحظه های باباتعصبانی                                                   و اینجام چشم داغون شده ی دختر نازم          

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تینا جون می باشد