تینا جون تینا جون ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

تینا جون

ضد حال اساسی

1391/11/1 10:55
نویسنده : مامی یلدا
742 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم دیشب میخواستم طرحمو بکشم اخه فردا  ساعت ٨ یعنی امروز باید تحویل استاد میدادم.توام زود اومدی تخته شاسیو ازم گرفتی منم بهت دادم.بعدش رفتم کارای کامپیوتریشو انجام بدم که یه دفه دیدم برگمو پاره کردی منم یه جیغ کشیدم گفتم تییییییییینااااااااااااا توام سریع پریدی تو اشپزخونه پیش بابایی.دیگه اعصابم یهم ریخت گفتم دیگه نمیکشم.رفتم دراز کشیدم بعدش یکم فکر کردم گفتم نه بابا برم انجام بدم منتظر تو بودم که بخوابی اما توام سرحال تا ساعت٣ بیدار بودی منم خسته شدم گفتم به درک میرم میخوابم.١ساعت پیشم به دوستم زنگیدم که به استاد بگه اینجا نیستم اگه میشه واسش ایمیل کنم فقط دعا کن بشه مامانی وگرنه این ترم میفتمناراحت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تینا جون می باشد